1- ایران تنها چراغ دار دانش خود نبود که ، چراغ دانش خود را به اروپا برد و آن چراغ هنوز با روشني درخشان تر می سوزد.
(گاریسون)
2-اگر از آنچه دانش عربی(تازی) نامیده می شود کارهایی که ایرانیان کردند از میان برداریم ، بهترین بخش آن از ميان می رود.
(پروفسور ادوارد براون)
3- ولي ایرانیان بر شیوه ای بودند که به دانش های خِرَدي ارزش به سزا
می دادند و دایره این دانش ها در کشورشان گسترش یافته بود. زیرا فرمانرانان و كشور آنها در نهایت پهناوری و بزرگی بودند و هم گویند که این دانش ها پس از آنکه اسکندر دارا(داریوش سوم) را بکشت و بر کشور کیانیان چیره شد از ایرانیان به یونانیان رسیده است. چه ، اسکندر بر دفترها و نوشته ها و
دانش های بی شمار و بی اندازه از ایشان دست یافت.
(ابن خلدون)
4- ایران در دايره گيتي کشوری بس با ارزش به شمار می آمد ، هم براي کمکی که به پیوند تيره ها و كشورهاي های گوناگون نمود و هم براي بهره اي بس والا و ارجمند که در پیشرفت جهانیان داشته است.
(هانری بر)
5- نخستین کشوری که دانشمندان آن پیش از مصری ها و بنابراین بسيار پیش از یونانی ها به آموزش فرزانگي( فلسفه) پرداخته و آموزشگاه هایی برای آموزش آن داشته اند ایرانیان بودند.
(هرودوت)واسه كساني كه يونان را زادگاه فرزانگي مي دانند!!
6- ایران یکی از بزرگترین كانونهاي هنروري آسیا و سر چشمه زیباترین و پردوام ترین هنرهای زیباست که در جهان به وجود آمده است.
(اپهام پوپ)
7- ایران از دوهزار سال پیش به این سو شاهکارهای بناسازي پديد آورده است و میتوان پارسه را از نگر بزرگی با آکروپلیس یونان و
فروم رومی برابر دانست.
(اپهام پوپ(
8- سرگزشت ایران نشان دهنده همه بخش های پیشرفت مردمان از 77۰۰ سال پيش تا زمان کنونی است.
(اپهام پوپ)
9- فرهنگ ایران از سه تيغهاي(اهرام) مصر باستانی تر است... در 9000 سال پيش در سراسر خاک ایران کمتر جایی یافت می شود که در آن جنگل و چمنزارهاي دست نخورده نباشد. اگر جدا از این بود فرهنگ بزرگ آریایی در ایران پديد نمی آمد.(کرونین)
10- بايد بدانيم كه از ديد كاوشهاي انجمن ديرينه شناسي جهان ، سرزميني كه ما در آن هستيم با نام ايران ، كهنترين سرزمين روي كره خاكي شناخته شده است. در ايران استخوان آدمي كنده كاري شده بسيار زيبا يافت شده كه بنابر آزمايشهاي روي آن ، براي 100.000 سال پيش است.
(استاد بزرگ عبدالعظيم رضايي)
تغيير عادت منفي به مثبت
كلمه ها عقايد شكل گرفته و افكار بيان شده هستند به عبارت ساده آن چه مي گويي فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.
اگر يك كارگر بي سواد بتواند يك اصطلاحي را در دنيا شايع كند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم مي توانيم استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت را در سطح كل ايران گسترش داده و انرژي مثبت را بين همه پخش كنيم. فكر مي كنيد چرا حضرت محمد مي فرمايند : "فرزندان خود را به نام هاي نيك خطاب كنيد"
امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند! به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته نباشي دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم (با خودتان امتحان كنيد) اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي از دست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي برد بلكه نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.
مثال:
به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم : خيلي راحت نبود
به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم : خدا قوت
به جاي دستت درد نكنه ؛ بگوييم : ممنون از محبتت، سلامت باشي
به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم : از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم
به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ؛ بگوييم: رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد
به جاي گرفتارم؛ بگوييم : در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جاي دروغ نگو؛ بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟
به جاي خدا بد نده؛ بگوييم : خدا سلامتي بده
به جاي قابل نداره؛ بگوييم : هديه براي شما
به جاي شكست خورده؛ بگوييم : با تجربه
به جاي مگه مشكل داري؛ بگوييم : مگه مسئله اي داري؟
به جاي فقير هستم؛بگوييم : ثروت كمي دارم
به جاي بد نيستم؛ بگوييم : خوب هستم
به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم : مناسب من نيست
به جاي مشكل دارم؛ بگوييم : مسئله دارم
به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم : چندان هم راحت نبود
به جاي فراموش نكني؛ بگوييم : يادت باشه
به جاي داد نزن؛ بگوييم : آرام باش
به جاي من مريض و غمگين نيستم؛ بگوييم : من سالم و با نشاط هستم
به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم : شما را در شادي ها ببي
شما هم ميتوانيد به اين ليست مواردي رو اضافه كرده و براي ديگران بفرستيد...
وقتي بعد از مدتي همديگر را ميبينيم، به جاي توجه كردن به نقاط ضعف همديگر و نام بردن از آنها مثل:
چقدر چاق شدي؟"، "چقدر لاغر شدي؟"، "چقدر خسته به نظر ميآيي؟"، "چرا موهات را اين قدر كوتاه كردي؟"، "چرا ريشت را بلند كردي؟"، "چرا توهمي؟"، "چرا رنگت پريده؟"، "چرا تلفن نكردي؟"، "چرا حال مرا نپرسيدي؟" و ...
بهتر است بگوييم : "سلام به روي ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را ديدم"، و ... عبارات ديگري كه نه تنها بيانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نيست بلكه نوعي اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء ميكند. البته اگر اصراري نداشته باشيم كه حتماً درباره ي همديگر اظهار نظر كنيم، وگرنه ميشود كه درباره ي موضوعات مشترك، البته در محوريت مثبت با هم صحبت كنيم
